
میپرسه خوبی؟ میگم آره جز کمی درد و افسردگی خونه نشینی مشکل دیگهای ندارم. آخ چقدر دلم تنگ شده برای پاییز گردی. اما خب دارم مدارا میکنم. بیشتر کتاب میخونم تا بگذره ... دیشب از سر بیکاری داشتم نوشتههای وبلاگی که حذف کردم رو میخوندم. مشخصه که قبل حذف یه نسخه ازش برداشتم. عجب حالی، عجب حرفایی، عجب قلمی!!! فکر کردم اگر خودمو بکشم هم الان نمیتونم کلمات رو با اون اعتماد به نفس ردیف کنم. بعد خوردم به پستی که بعد از غیبت صغری نوشته بودم. کمپینی که یکی از بچههای همینجا تشکیل داده بود تا برگردم به نوشتن. دخترکوچولویی که الان مادر شده. برام عجیب بود که بودنم برا...
ادامه مطلب